عبد الله الأنصاري الهروي

6

مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى

الهى ! چون پاكان را استغفار بايد كرد ، ناپاكان را چه كار شايد كرد ؟ سقهيم ربّهم تمام است ، شرابا طهورا كدام است ؟ الهى ! آتش دورى داشتى ، با آتش دوزخ چه كار داشتى ؟ در جوانى مستى ، و در پيرى سستى ، پس خدا را كى پرستى ؟ در خانه اگر كس است ، يك حرف بس است ! الهى ! چون سگ را بار است و سنگ را ديدار است ، اگر من از سگ و سنگ كم آيم عار است . عبد الله را با نوميدى چه كار است ؟ همه او كند ، و در گردن اين و آن كند . كاردان كار مىراند ، و مدعى ريش مىجنباند . الهى ! هر كه را خواهى كه براندازى ، با ماش دراندازى . اگر مىدانى كه مىداند ، پشيمان شو ، و اگر چنين دانى كه نمىداند ، مسلمان شو . توانگران به سيم و زر نازند ، و درويشان قوت از نحن قسمنا سازند . لقمه خورى - هر جايى ، طاعت كنى - ريايى ، محبّت رانى - هوايى ، فرزند خواهى - خدايى ؟